السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

141

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

است . عقل براى مفاهيمى ثبوت اعتبار مىكند كه آن مفاهيم در خارج منشأ انتزاع داشته باشند . بنابراين ، واقعيت خارجى مشخص مىكند كه چه امورى ثابتند و چه امورى غير ثابت ، چه چيزهايى حقند و چه چيزهايى باطل ، و عقل در اين جهت پيرو و تابع واقعيت است . تفسيرى ديگر از نفس الأمر و نقد آن و قيل : إنّ نفس الأمر عقل مجرّد فيه صور المعقولات عامّة ، و التصديقات الصادقة فى القضايا الذهنيّة و الخارجيّة تطابق ما عنده من الصّور المعقولة . و فيه : انّا ننقل الكلام إلى ما عنده من الصّور العلميّة ، فهى تصديقات تحتاج فى صدقها إلى ثبوت لمضامينها خارج عنها تطابقه . بعضى گفته‌اند : نفس الأمر عقل مجردى است كه صور همهء معقولات را در خود دارد و ملاك صدق قضاياى ذهنى و خارجى ، مطابقت كردن با صورت‌هاى نزد او است . اشكال نظر فوق آن است كه ما كلام را متوجه همان صورت‌هاى علميى مىكنيم كه نزد اين عقل مجرد است و مىگوييم : اين‌ها نيز تصديقاتى هستند ، و براى آن‌كه صادق باشند بايد مضامينشان در خارج از خودشان ثبوت داشته باشند ، تا اين تصديقات با آنها مطابقت كنند . گروهى از حكما برآنند كه مراد از « أمر » در واژهء « نفس الأمر » عالم عقول و مجردات تامه است و آيهء « أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ » « 1 » را نيز بر اين معنا حمل كرده و گفته‌اند : در اين آيهء شريفه مراد از « أمر » عالم مجردات و مراد از « خلق » جهان ماده و ماديات مىباشد . ايشان معتقدند صورت‌هاى تمام حقايق در موجودى مجرد به نام « عقل فعّال » تحقق دارد ، و اين عقل فعال همان كتاب مبينى است كه قرآن كريم دربارهء آن مىگويد : « وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » . « 2 » به عقيدهء ايشان ، ملاك صدق و كذب

--> ( 1 ) . اعراف / 54 ( 2 ) . انعام / 59